قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
600
درة التاج ( فارسى )
صفحه سطر 47 - 6 - استعمالات : فى ، معانى جامع ميان مصاديق آن : چون اضافت ، اشتمال ، ظرفيّت . 47 - 11 - سه قيد كه در تفسير كائن در محلّ آمده شرح : فى است . 47 - 13 - فايدهء قيد : نه چون جزوى از آن . 47 - 16 - بيان اينكه : جوهر بتفسير جمهور واجب الوجود را ( كه ماهيّتش عين انيّت است ) فرا نمىگيرد . 47 - 18 - صور ذهنى جواهر با اينكه در ذهن ( كه محلّ مستغنى است ) حلول دارند جوهر بر آنها صدق مىكند . 47 - 23 - هستى عرض فى نفسه عين وجود آن در موضوعست ، بخلاف بودن جسم در مكان - كه غير وجود فى نفسه - و هستى محمولى آنست . 48 - 4 - چون وجود محمولى عرض عين وجود آن در موضوعست ، انتقال - و مفارقت از محلّ بر آن جايز نيست . 48 - 7 - عرض در تعيّن و وجود خود نيازمند به شخص موضوع است ، ازينرو مفارقتش روا نيست . 48 - 11 - جسم در صفتى غير هستى خود نيازمند بطبيعت حيّز است و ازين جهت مفارقتش از حيّز معيّن ممكن است . 48 - 18 - هيآت و اعراض در نفسشان افتقار بمحلّ است و مادام الذات مفتقرند . 48 - 20 - برهان بر امتناع مفارقت عرض از محلّ . 49 - 1 - تفسير و معنى انتقالى كه بر اعراض ممتنع است . 49 - 4 - انتقال به اين معنى كه فاعل عرض را در محلّى اظهار كند ، سپس در محلّ ديگر جايز است . 49 - 7 - معدوم شدن عرض با بقاء فاعل عبارت از زائل شدن تعلّق آن بدان محلّ است . 49 - 10 - قيام عرض بعرض جائز است ، ولى بايد بجوهر منتهى شود . 49 - 12 - برهان بر اينكه : عرضى كه در بهرهپذير حلول كند خود نيز بهرهپذير است . 49 - 18 - قيام قسمت ناپذير بقسمتپذير جايز است ، اگر از آن رو كه قابل قسمت است قائم بدان نباشد . 50 - 5 - انقسام جوهر مصطلح در كتاب به چهار بخش : واجب الوجود ، جسم و مقومات آن ، نفس ، عقل .